بايگانی وبلاگ

فروردین ۲۸، ۱۳۸۹

..:: ادبیات کامیونی ::..

لاستيك قلبمو با ميخ نگات پنچر نكن
*
بوق نزن ژيان
مي خورمت
*
بر در ديوار قلبم نوشتم ورود ممنوع
عشق آمد و گفت من بي سوادم
*

قربان وجودت که وجودم زوجودت بوجود آمده مادر
*
شتاب مكن،مقصد خاك است
*
رادياتور عشق من ازبهر تو، آمد به جوش
گر نداري باورم بنگر به روي آمپرم
*
تو هم قشنگي
*
کاش جاده زندگي هم دنده عقب داشت
*
سر پاييني برنده
سر بالايي شرمنده
*
داداش ، مرگ من يواش
*
كاش ميشد سرنوشت را از سر نوشت
*
تند رفتن که نشد مردي
چشم انتظارم كه برگردي
*
يا اقدس
يا هيچكس
*

محبت از درخت آموز که سايه از سر هيزم شکن هم برنميدارد
*
درياي غم ساحل ندارد
*

قربون دل غريب پرستت
*

خوش غيرت
*
از عشق تو ليلي ..... رفتم زير تريلي
*
دنبالم نيا اسيرم مي شي
*

در پناه مولا

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر