غضنفر ميخواسته بياد تهران، ميره ترمينال از يه راننده ميپرسه آقا بليط تهران چند؟
رانندهه ميگه : اگه جلو بشيني 1000 تومن وسط 800 تومن رو بوفه 500 تومن.
بعد راننده ميخواد يه كم يارو رو سر كار بذاره، ميگه : اگه دنبال اتوبوس هم بدويي 300 تومن!
غضنفر يك نگاهی به كيف پولش ميكنه، ميگه: خوبه دنبالش ميدوم!
خلاصه 300 تومن ميده و بسم الله شروع ميكنه دنبال اتوبوس دويدن.
نزديكاي غروب اتوبوس داشته از نزديكاي كرج رد ميشده، رانندهه ميبينه غضنفر هي داره از عقب اشاره ميكنه.
شاگردش ميگه: بابا داغون شد! نگه دار سوار شه. هوا داره تاريك ميشه ، سختشه ، بيچاره 300 تومن هم كه داده.
راننده هم نگه ميداره.
غضنفر نفس نفس زنان و شاكي مياد جلو ميگه: اينجا که رد کردیم كرج بود؟
راننده ميگه: آره.
غضنفر ميگه: خوب مرتيكه خر ، چرا هر چي علامت ميدم نگه نميداري؟! من ميخواستم كرج پياده شم.
بايگانی وبلاگ
اردیبهشت ۲۲، ۱۳۸۹
جـــــــــــــُـــــــــــــک
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر